(سلام .امیدوارم سال خوبی رو آغاز کرده باشین این غزلو اواخر تعطیلات
نوروزی گفتم کاملن حسی هست منتظر نقد ونظرات زیباتون هستم .........
حق نگهدارتون)
چه فرق دارد اگر ما جدا باشیم
نه یک نمایش صامت فقط صدا باشیم
رفیق لحظه ی تنهاییم کجا هستی؟
در این مسیر غریبه چرا باشیم؟
که در نفس نفست ترس جا دارد
بیا از این شب خالی رها باشیم
که یک جنایت مشکوک رخ داده
نگو مجرم خسته دوباره ما باشیم
خدای فاصله ها سخت می گیرد
چه می شود اینبار ما خدا باشیم
بلند بال وپری داشت این رویا
چه فرق دارد اگر ما جدا باشیم؟
تنهاییم را باتو قسمت می کنم سهم کمی نیست!!!!
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست.
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را
بر سفره رنگین خود بنشانمت ، بنشین غمی نیست.
محمدعلی بهمنی
با سلام خدمت سرکارخانم مهدی پور،
غزل زیبایی شما رو خوندم و لذت بردم. موفق باشید.
به نظرت همچین رفیقی وجودخارجی داره
به نظرت همچین رفیقی وجودخارجی داره
نارفیقی نکن ولی دررفاقتم اسراف نکن عزیزم_من به رفیق اعتقادی ندارم
سلام دوست
م.مهدی پور
بعد از غیبتی حدودا دوماهه
با ریشتر هشت
وبی عنوان در بامداد بکر به روز است
حضورت مایه دلگرمی است
البته با نقد[گل]
سلام سر کار خانم مهدی پور
وبلاگتون خیلی جذابه.
موفق و پیروز باشید
مهدی پور
اکرم جونم دلم میگیره وقتی اینارو می خونم من که می فهمم چی می گیو منظورت چیه .هنوزم به زابل فک میکنی یا ما رو فراموش کردی؟ جوجو